|
در اول از همه دوستانی که امدن و نظر دادن تشکر می کنم. می خوام این بار این طور شروع کنم. خدا مرده یا زنده بودنشو نمی دونم. اما اینو می دونم که اگه مرده باشه هم خود ما کشتیمش. اما از امروز می خوام بگم خدا زنده هست. دوم: من دیگه نه با اخوندا کاری دارم نه با سیاست . چون در این حد نیستم. تا الان شده وقتی دارین داخل خیابون راه می رین. به اطرافتون نگاه کنید. یکی داره داد می زنه یکی داره بوق می زنه یکی داره اشغالشو سر زمین می ندازه . اینها هم ول کن. بدتر از همه تا بهم می رسیم. همه اخمو همه از هم طلب کار . دوستان من داریم به کجا می ریم. بیان برخوردمونو درست کنیم. دنبال ایران واقعی باشیم. بیان دیگه دروغ نگیم. به دروغ چاکرو نوکر اینو اون نشیم به دروغ عاشق نشیم به دروغ پیمان نبندیم. دروغ نگیم. دوستانه من دروغ باعث پس رفت می شه. این اپم با اپا قبلیم خیلی فرق می کنه. اخه امشب دیگه از شنیدن دروغ خسته شدم . اپ بعدیم معلوم نیست در مورد چی باشه. اما در مورد هر چی باشه بازم سعی می کنم فرق بکنه. + نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/٤ ۱٢:۱٠ ق.ظ توسط ازرائیل پيام هاي ديگران () من از هفته اینده دوباره شروع می کنم به نوشتن. به یاد اون + نوشته شده در ۱۳۸۸/٦/۱٢ ٥:٠٤ ب.ظ توسط ازرائیل پيام هاي ديگران () و بازم هم سلام در یک جمله کوتاه می خوام بگم که عزرائیل رفت. دلیلش این بود که دیگه کاری نداشت باید به جای دیگه نقل مکان می کرد. اخه اینجا همه خودشون یه پا عزرائیل شدن. پس به این فکر افتاد که به یه دنیا دیگه بره و رفت هم اما بجاش من (احسان) امدم. که هدف تازه ای دارم این بار می خوام با یه سری مطالب تازه و با یه وبلاگ می خوام یه حقایقی رو به همه ثابت کنم که به اسم دین دارن چه بلایی سرمون می یارن پس منتظر وبلاگ جدید باشید اما احتمالش هم هست که همین وبلاگو ادامه بدم اما احتمالش کمه و در آخر می خوام اخرین پیغام عزرائیلو بهتون بگم: همه شما انسانید حالا به هر رنگی یا هر زبونی همتون انسانیت اما از هیچ کدوم شما انسانیت ندیدم اما دلیلشو نفهمیدم. بیشتر به فکر همدیگه باشید . چشماتونو باز کنید بیدارشید تا وقت دارید در غیر این صورت ما شما را بیدار می کنیم.
پایان این وبلاگ خداحافظ عزرائیل + نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٢/٢٤ ۳:۱٩ ب.ظ توسط ازرائیل پيام هاي ديگران () سلام بعد از چند وقت امدم یه چیزی فقط بنویسم حالا هر چی شد . هر حرفی که به ذهنم برسه می نویسم شاید چرتو پرت باشن . یادمه داخل اپ قبلی بر ضد اخوندو هر چی اخوند صفت نوشتم اما خدا وکیلی ما مردم ایران همینا هم از سرمون زیاد کدوم یکی از ما بلند شده چرا راه دور برم خودم تا الان چه غلطی کردم که از بقیه انتظار داشته باشم .نمی دونم دلیل این ترس چی از چی می ترسیم چرا حاضر نیستیم واسه یه زندگی بهتر تلاش کنیم همش به فکر این شکمیم شکمونم که سیر شد دنبال شهوتیم فقط از زندگی پول در اوردنشو یاد گرفتیم ای بابا بازم حرفام داره تکراری می شه . نمی دونم چرا حس می کنم حرفام همشون از یه کلیشه هستن تنوع ندارن؟ نمی دونم شاید مخم فقط داخل یه راستا حرکت می کنه . در اخر یه چیز از همه شما می خوام همیشه ازاد مرد باشین حرفی که اما حسین زد :اگه مسلمون نیستیت نباشید اما ازاد مرد باشید فقط همینو از همه می خوام . شرمنده می دونم مزخرف زیاد گفتم از اینکه حرفامو تحمل کردید و تا اخر خوندید تشکر می کنم. + نوشته شده در ۱۳۸٧/۸/۳ ۱۱:٤٠ ب.ظ توسط ازرائیل پيام هاي ديگران () اغاز خدا- عشق- زندگی- امید- هدف - ایمان- و دراخر پایان همه این حرفا خیلی خوبن خیلیا با اینا حال می کنن اما و اما, نه نمی شه این حرفا مال من نیست اخه تا وقتی مملکت این طور. این اخوندها همه جا رخنه کردن مگه می شه زندگی کرد . بابا خسته شدم از خفه شدن بشنوید, بشنوید که من دیگه نمی خوام خفه باشم . می خواید از کدوم گند کاریاشون بگم. نگم؟ باشه نمی گم. اما خودتون بهتر می دونید . حالا یه سوال تو ای ایرانی تا کی می خوای خفه باشی؟ بترسی؟ اره با خود خودتم ناراحت شدی اره حقیقت تلخه دیگه, نمی خوای یه تکونی بخوری؟ بابا از فکر عشقو عاشقیو از فکر خدا و امثال اون در بیا. بیان یه تکونی به خودمون بدیم تا شاید از این زندگی راحت بشیم یه زندگی در خور خودمون پیدا کنیم . ترسو بذارید کنار حرفتونو بزنید. واقعا واسه مردم(من استثنا نیستم منم ایرانیم ایران متاسفم خوب خری هستیم خوب داریم سواری می دیم . اگه کسی از حرفام ناراحت شد یا بهش برخورد کاری نمی تونم بکنم همینه که هست اینا عقایده منه باشون چی کار می خواید بکنید؟ اره من احسانم که دیگه می خوام نظرمو بگم از نوشتن در مورد مرگ خسته شدم می خوام نظرمو در مورد هر چی بگم در هر جا و هر کجا حالا نظرم سیاسی باشه یا اجتماعی هر چیز دیگه همین . مرسی که تا اخرشو خوندید کاش روی حرفام یکیم فکر کنی ...... و این داستان ادامه دارد ...... + نوشته شده در ۱۳۸٧/٦/٢۸ ۱۱:٤٢ ب.ظ توسط ازرائیل پيام هاي ديگران ()
به مغزم خیلی فکرها و حرفهای تازه رسیده اما نمی دونم چرا تا می خوام بیام روی یکشون تمرکز کنم حواسم می ره یه جای دیگه نمی دونم دارم چی کار می کنم زدم تو خاکی ناجور. تازگیها یه حالت عجبی دارم همش تو فازم فاز عجبی نمی دونم از کجا امده سراغ من حالت خیلی عجبی یه لحظه شنگول شنگولم یه دفعه می بینی افسرده و عصبی می شم. خیلیها بهم گفتن که معتاد شدی؟ اما نه به خدا سالم سالمم اما دارم از داخل نابود می شم. نمی دونم چرا همه فقط ظاهر ادمو می بینن یکم به درون ادما توجه کنید این قدر سطحی نگر نباشید اخه دلیل این حالتها چیه؟ چرا باید یه جوون این طور باشه؟ می دونید دلیلش چیه(؟) اخه من داخل هر سنی یه طور سرکوب شدم. این چه زندگی واقعا. گه بگیره این جمهوری اسلامی را که با من جوون این کار کرده . دیگه خسته شدم از نالیدن می خوام واسه یه بار هم که شده فریاد بکشم که من واسه خودم هم ادم هستم. فقط همین و بازم هم همین .... در مورد نوشتهام الکی قضاوت نکنید . در موردشون فکر کنید نگید طرف داخل جو یا حرف مفت می زنه اینا حرفهای دلم بود. که واسه خیلیها یه هشدار............. + نوشته شده در ۱۳۸٧/٦/۱۱ ٢:۱۳ ب.ظ توسط ازرائیل پيام هاي ديگران () سلام من قصد نوشتن دیگه نداشتم تا امروز که خبر فوت خسرو شکیبایی رو شنیدم. اول امدم بگم که واقعا ما هنرمندی از دست دادیم که اسمش در تاریخ سینمایی می مونه مثل حسین پناهی و دوم چرا ما حتما باید کسی از بین ما بره تا از اون یادی بکنیم چرا تا وقتی که بودن از اونا یادی نمی کردیم واقعا ما جماعت مرده پرستیم تا کسی که نمیره قدرشو نمی دونیم . این راه ادامه بدید تا ببینید به کجا می رسید واقعا متاسفم برای مردم ایران زمین با این افکار پوسیده من از همین جا به خانواده این عزیز تسلیت می گم + نوشته شده در ۱۳۸٧/٤/٢۸ ۱۱:٤٩ ب.ظ توسط ازرائیل پيام هاي ديگران () بذار یه راست برم سر اصل مطلب من دیگه نمی خواستم بنویسم چون نوشته های من کلیشه ای شدن اما الان که دارم می نویسم فقط می خوام یه کلام حرف بزنم : مغزم خالی شده دیگه کار نمی کنه به کمک خیلیا نیاز دارم پس رفقام کجان یعنی من باید داخل تنهایی باشم باشه نتیجه:.................... + نوشته شده در ۱۳۸٧/۳/۱٧ ۱:٠۸ ق.ظ توسط ازرائیل پيام هاي ديگران () + نوشته شده در ۱۳۸٦/۱۱/٢٧ ٢:٠٥ ب.ظ توسط ازرائیل پيام هاي ديگران () من عزرائیلم امدم بهتون بگم وقتی که داشتم جون خدا رو می گرفتم اخرین حرفش + نوشته شده در ۱۳۸٦/۱۱/٢٥ ٢:٥٠ ب.ظ توسط ازرائیل پيام هاي ديگران ()
|
| ||||||